جوانی به نزد بزرگی رفت و گفت من اشتباهی کرده ام ، حکیم گف

جوانی به نزد بزرگی رفت و گفت من اشتباهی کرده ام ، حکیم گفت : چکار کردی؟
گفت به خانه عمویم رفتم، عموم نبود پیش دختر عموم نشستم، برق رفت و اتفاقی که نباید افتاد!
حکیم گفت: خاک تو سرت برو از زن عموت عذر بخواه که خدا ببخشتت ...
فرداش دوباره میاد میگه گناه کردم، حکیم میگه چی شد باز؟
میگه رفتم خونه عمو، عموم نبود پیش زن عموم نشستم، برق رفت و اتفاقی که نباید افتاد
حکیم گفت تف به روت برو از عموت عذر بخواه تا خدا ببخشت
طرف رفت فرداش اومد گفت یه کاری کردم راهنماییم کن خدا ببخشتم، حکیم گفت باز چکار کردی؟
گفت: رفتم خونه عمو، شکر خدا اینبار عموم بود، کنار عموم نشستم برق رفت و اتفاقی که نباید میافتاد افتاد؛
همون لحظه برق رفت، حکیم بلند داد زد عوضی تکون بخوری خوار و مادرتو ...
دیدگاه ها (۱)

ننه خدا بیامرزدت مرا محتاج رحم این و آن کردی ملالی نیست

اموزش رمز پویا ب صورت حصوری😂😂

‏نوشته این از زنش💍 بیشتر از کرونا میترسه 😂

مافیای خشن من پارت 11 نوشته: sarii

مافیای خشن من پارت ۱۰ نوشته: sarii

لیسا : مثل اینکه خرید عروسی داریملیا : لیسا نمک رو زخمم نریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط