اون زمستانی که من منتطرشم اینجوریهشما رو نمیدونم

اون زمستانی که من منتطرشم اینجوریه،شما رو نمیدونم
دیدگاه ها (۱)

‏یه زمانی‌ هر چی میگذشت ۱۸ سالمون نمیشد ولی الان داریم با سر...

کاش میشد یه سری لحظه‌ها رو نگه داشت، سیو کرد، لحظه‌های ساده ...

ترسون و لرزون، پا‌ گذاشتم وسط ِ زمینی که خیلی وقته واسه شروع...

و فهمیدم برای آدم‌های دوست داشتنیِ زندگیم، چقدر دوست نداشتنی...

کاسپلی

سی ان و فلیکس و اون یکیه رو نمیدونم کدوم بود.🤣.... جواهر بخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط