اتفاق چوسان

اتفاق چوسان 𝑝𝑎𝑟𝑡²

داور: خب نتیجه نهایی کسی که برنده این مسابقه میشه کسی نیست جز............... چوی ات!!!!!

ات: وای خدا باورم نمیشهه ممنونم ممنون *تعظیم*

۲ روز بعد
ویو ات:

بعد اون مسابقه من خیلی معروف تر شدم و هرجا میرم ازم عکس میگیرن... الان من هنوز فرانسه ام قرار شده بود امروز برگردم کره اما پدرم گفت یه کتاب اشپزی خیلی قدیمی هست توی فرانسه که پدرم خواسته ببرم براش..

ویو ات فردا
تحقیق کردم و فهمیدم اون کتابی که پدرم میگه ماله دوره ی چوسانه یعنی مطلق به کره اس ولی نمیدونم تو فرانسه چیکار میکنه... با هزار بدبختی کتاب رو پیدا کردم و رفتم فرودگاه تا برگردم کره

ویو ات تو هواپیما

هوففف تا کره ۶ ساعت راهه *مثلا من که نمیدونم چند ساعت راهه شرمنده*ای بابا

ات داشت قهوه میخورد که بغل دستیش خورد بهش و قهوه ات ریخت توی کیف دستیش و از اونجایی که توی کیف دستیش همون کتاب اشپزی قدیمی بود ، قهوه ریخت روش...

ات: ای بابا اقا حواست کجاست اوفف

مرده: ببخشید خانم عذر میخوام

ات: بلند شدم با همون کیف دستیم رفتم دسشویی هواپیما تا هم لباسمو تمیز کنم هم یه دستی به سر و روم بکشم... داشتم لباسمو تمیز میکردم که چشمم خورد به همون کتاب اشپزیه . ای بابا اینم کثیف شد
داشتم تمیزش میکردم که لاشو باز کردم.. تو چی داری که پدرم گفته مهمی..

*از زبون نویسنده خودم*

وقتی ات کتاب رو باز کرد توش چیزه عجیبی ندید فقط چندتا دستور پخت غذا بود... ولی وقتی به صفحه اخر کتاب رسید نوشته ای دید و اونو با صدای بلند خوند... هرکجا بری همیشه کنارت هستم حتی در ان سر دنیا.... وقتی این جمله رو ات خوند یهو یه نور سفید از کتاب اومد و کلمات کتاب روی هوا معلق شد* توجه کلمات کره ای هستن* و اون کلمات یه راهی رو درست کردن و ات رو کشیدن داخل اون ...

ویو ات : وقتی اون نور اومد من خودبه خود به داخل کشیده شدن و دیگه چیزی نفهمیدم و سیاهیــ.....

پارت بعد رو اگه میخواد حمایت کنید♡
شرط پارت بعد ۱۰ لایک و ۵ کامنت
دیدگاه ها (۰)

بچه‌ها پیج فیک نویس میخوام بخونم بهم معرفی کنید

بچه‌ها پارت دو اتفاق چوسان رو بزارم؟ خوشتون اومد ادامه بدم؟ ...

فیک : اتفاق چوسان.................𝑝𝑎𝑟𝑡1ویو اتات: سلام من چوی...

وقتی مسئول تمیز کردن اتاق دنس بودی

☆دیدار سرنوشت☆ part 2رسیدم ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط