پسر: عشقم شرط بندی کنیم؟

پسر: عشقم شرط بندی کنیم؟
دختر: باشه عشقم
پسر:تونمیتونی 24 ساعت بدون من بمونی
دختر: میتونم
پسر:میبینیم
24 ساعت شروع میشه درحالی که دختر از سرطان عشقش و اینکه قراره زود بمیره اطلاع نداشته... 24 ساعت میگذره و دختر میره جلو خونه عشقش هرچقدر در میزنه کسی درو باز نمیکنه...وارد خونه میشه پسره رو میبینه که رو مبل دراز کشیده و یه یادداشت تو دستش رو سینشه... " 24 ساعت بدون من بودی یه عمر هم میتونی بدون من بمونی عشق من ... دوست دارم " اگر عاشقی عشقت رو یک ثانیه هم تنها نزار حتی به بهونه قهر... قدر عشقتونو بدونید...
دیدگاه ها (۱)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

چند پارتی درخواستی

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

پارت ۶ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":حدود ۱ ساعت بود ک...

ا/ت :ریندو ریندو:جانم ا/ت: دلم توت فرنگی میخود ریندو:باشه بر...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

دردسر های سه روزه ( پارت ۶ ) سونیک دست شدو رو گرفت و به کارگ...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط