تقدیم به تمام کودکان یتیم در سراسر جهان

تقدیم به تمام کودکان یتیم در سراسر جهان
در فصل خزان دیدمت و دل نگران است
واله که دلم خون شده از فصل خزان است
در دست تو آن کیسه صد پاره بگوید
این کودک ما بین که پی لقمه ی نان است
هر صبح که آیی تو از آن کلبه ویران
در چشم تر اشک و بدل آه و فغان است
در گوش جهان ناله ی جان سوز تو گوید
این کودک آواره ی بی نام و نشان است
در سفره ی خالی تو از نان خبری نیست
این قاعده قانون همه رنجبران است
ماه رمضان در همه ایام شده یک ماه
اما همه ی سال تو ماه رمضان است
دو ماه بود فاصله تا عید که آید
دانم که بهارت بتر از فصل خزان است
در بین همه آن خس و خاشاک بگردند
بس کودک محروم که در حسرت نان است
ایتام، غنچه‎های نوشکفته‎ای هستند که به تقدیر روزگار، ‎از بزرگ‌ترین حامی خویش در دنیای مادی محروم شد‌ند و اینک به رسم ارزش‎های انسانی و توصیه‌های دینی،‌ وظیفه سایر انسان‌هاست تا عصای دست یتیمانی باشند که درد بی‌کسی بر کلبه محقر حیاتشان سایه انداخته است.
در مسیر راه به واماندگانی برمی‌خوریم که باید آنها را در حرکت به‌سوی تعالی یاری دهیم و نسبت به جبران کاستی‌هایشان اقدام کنیم.
دیدگاه ها (۸۵)

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

پرنسس ناخواسته

نام خدایی که داشتنش جبران تمام نداشتن هاست...خداوندا،دوباره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط