به چشمهایت بگو....

به چشمهایت بگو....

آنقدر برایم رجز نخوانند...

من اهل جنگ نیستم...شاعرم...

خیلی بخواهم گرد و خاک کنم

شعری مینویسم

آنوقت اگر توانستی

مرا در اغوش نگیر……
دیدگاه ها (۵)

حکایت عشق من و تو، حکایت "قهوه" ایست که امروز به یاد تو تلخ...

چشمــــ♡ـــــانتآرامـش را به حـساب زنـدگی ام واریــز می کندچ...

صدای پای تو که می رویو صدای پای مرگ که می آید ..دیگر چیزی را...

ای چشم تو از هرچه غزل گیراتر / لبخند تو از خنده ی گل زیباتر ...

ص ۶۹پریسا متوجه پریشانیم بود ولی همه انهارا به بیماری پدرم م...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط