نصیحت مادری به فرزندش

نصیحت مادری به فرزندش

" و شاید سفارش من به فرزندانم "

روزی از روزها مرا پیر و فرتوت خواهی دید..
ودر کارها یم غیر منطقی!!

در آن وقت لطفا به من کمی وقت بده و صبر کن تا مرا بفهمی.

هنگامی که دستم می لرزد و غذایم بر روی لباسم می ریزد؛
هنگامی که از پوشیدن لباسم ناتوانم؛

پس صبر کن و سالهایی را به یاد آور که کارهایی که امروز نمیتوانم انجام دهم، به تو یاد میدادم.

اگر دیگر جوان و زیبا نیستم؛

مرا ملامت نکن و کودکی ات را به یاد آور، که تلاش میکردم تو ازهمه بهتر باشی

اگر دیگر نسل شما را نمی فهمم به من نخند، ولی تو گوش و چشم من ؛ برای آنچه نمی فهمم باش.

من بودم که ادب را به تو آموختم.

من بودم که به تو آموختم چگونه با زندگی روبه رو

شوی.پس چگونه امروز به من می گویی چه کنم و چه نکنم!!؟

از کند شدن ذهنم
وآرام حرف زدنم و

فکر کردنم هنگام صحبت با تو خسته نشو ،

چون خوشبختی من اکنون این است که باتو باشم.

تو اکنون تمام زندگی من هستی.

من همچنان می دانم که چه میخواهم، فقط برای انجام کارهایم به من کمک کن.

هنگامی که پاهایم مرا برای رسیدن به مقصد یاری نمی

کند، تو با من مهربان باش
دیدگاه ها (۱۱)

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

آوای شب پارت ۳ویو انیاگل های صورتیمو دوست داشتم چون یاد موها...

‏🐺 [۲۳:۰۳ ~ ۲۳:۰۹ به وقت آرژانتین]آبشش کوسه‌ای ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋدقیقا...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط