✍🏿روزهایی‌ سخت‌تر در پیش است.

✍🏿روزهایی‌ سخت‌تر در پیش است.
زمان مهلت مانده، تباهی‌پذیر به هر دم
در افق شکل می‌بندد.
باید که بی‌درنگ بند کفش خویش ببندی و
تازی‌ها را به سگ‌دانی ِ کشت‌گاه بازگردانی.
زیرا که اندرونه‌ی ماهی
سرد گردیده در باد.
چراغ پیچک‌ها کورسوزنان می‌سوزد.
نگاه خیره‌ی تو کورمال کورمال می‌گردد میان ِ مه:
زمان مهلت مانده، تباهی‌پذیر به هر دم
در افق شکل می‌بندد.

در فراسو محبوب ِ تو فرو می‌رود به ژرفای ماسه‌ها.
فراز می‌شود گردِ گیسوان مواج‌اش.
می‌شکند درون واژه‌هاش
فرمان می‌راند که خاموش باش،
او را میرا می‌یابد
🥀📚
✍🏿به اطراف منگر.
ببند بندِ کفش‌های‌ات را.
دنبال کن تازی‌های شکاری را.
ماهی را به دریا بیفکن.
خاموش کن چراغ پیچک را!

✍🏿روزهایی سخت‌تر در پیش است.

 📚✍🏿اینگه_بورگ_باخمن
دیدگاه ها (۲)

#غزه_مظلوم_مقتدر 🕊🥀✍🏿میوه‌ی زیتون همیشه سبز بودسبز، ای محبوب...

✍🏾من شاعر نیستممن تنها کلماتی را می دانمکه نام تو را داردوآن...

✍🏾دراین شب سیاهکسی مرا درآغوش نمی‌گیردهمه به من پشت کرده‌اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط