نمیدانم

نمیــــــــــــدانم..

ﭼﺸﻤــﺎﻧﺖ ﺑﺎ مـڹ چہ می ڪند

ﻓﻘﻂ ﻭقتی ڪہ نڪَاﻫﻢ

میڪنی ﭼﻨﺎڹ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﻄﻨﺖ

نڪَاﻫﺖ می لرزد ڪہ

حس می ڪنم

ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ فدا شدڹ
دیدگاه ها (۲)

چه بیقرار میشود شعری که مضمونش ...

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرااز گریه کسی ندیده خاموش مرادر ...

نقش آغوشت کشیدم اتفاق افتاد عشقبوسه های داغ چیدم اتفاق افتاد...

در خموشی های من فریادهاست آنکه دریابدچه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط