خواب دیدم ما را بریدند...

خواب دیدم ما را بریدند...
و به کارخانه چوب بری بردند...

آن که عاشق بود پنجره شد..
آن که بی رحم چوبه دار...
از من اما دری ساختند برای گذشتن!
دیدگاه ها (۴۱)

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

جمعه ها شعرِ من انگار تو را می خواند قلم و کاغذ و خودکار تو ...

زلف او دام است و خالش دانه‌ی آن دام و منبر امید دانه‌ای افتا...

خنده قبلا بود بر هر درد بی درمان دوا بوسه شد درمانم از وقتی...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟕پارت ۱۷ | پشت آن ماسکصدای کشیده شدن گلنگدن اسل...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط