آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو

مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو

فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو

ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو

خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو

با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو

دوست دارم همه ی فاصله های کم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
دیدگاه ها (۵)

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

شبی دارم چراغانی،شبی تابیدنی امشبدلی نیلوفری دارم،پری بالیدن...

عصرتون بخیر براتون چایی آوردم خستگی تون در بره... تعارف نکنی...

❤❤❤❤❤❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط