فیک تهیونگ درخواستی
فیک تهیونگ درخواستی
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly
سلام پرنسس کوچولو ، از شر یکی از مزاحما راحت شدی ، دیگه قرار نیست بیفته دنبالت ، ببخشید که خونت کثیف شد وقت نکردم تمیزش کنم ، یه مزاحم داشت وارد خونه میشد و من دیدمش ، احتمالا تا فردا بفهمی اون مزاحم کیه ، البته هنوز نمرده ، منتظر اجازه ی شما بودم ، الانم دارم میبینمت ، دیگه همه جای خونه دوربین دارم بچه جون
پ
…
ا.ت نامه رو خوند : یعنی کی این نامه رو نوشته ،
داره راجب کی حرف میزنه ، از شر کی راحت بشم
اون و اخر نامه یعنی چییی
دست های ا.ت شروع به لرزش کرد
نامه از دستش افتاد
ا.ت : دوربین ؟ یعنی الان داره اون فرد منو میبینه ، نه نه نه
ا.ت دوید و رفت تو اتاقش ، در رو بست و با صدای بلند گریه کرد
5 دقیقه نشده بود که صدای هق هق ا.ت کل خونه رو گرفته بود
ا.ت همونطوری که داشت گریع میکرد خوابش برد…
فردا صبح
با حس کردن یک دستی رو شونه هام بیدار شدم
اون جین وو بود اینجا چیکار میکرد ، برا چی اومده بود اینجا ، حتما خون هارو دیده
ا.ت : جی.. ن وو اون خوو.. ون ها (بغض )
جین وو: سلامت کو؟ کدوم خون ؟ چرا بغض کردی ؟ ترسیدی ؟
ا.ت بلند شو و رفت بیرون از اتاق
هیچ خونی نبود
دیگه هیچ بویی نمیومد
ا.ت فکر کرد خواب دیده ولی نه اون خواب نبود
جین وو : شنیدی که جونگ وو رو کنار رودخونه با بدن زخمی پیدا کردن ؟
ا.ت : چیییی؟؟؟ راست میگی ؟ نه نه امکان نداره ، نامه ؟ اون نامه کو؟
جین وو : خواب دیدی خیر باشه ، کدوم نامه ؟ کدوم خون ؟ دختر حالت خوب نیست بخواب
ا.ت فکر کرد تموم اون چیز هایی که دیده بود ، اون نامه ، همشون خواب بوده
ا.ت : ارع فکر کنم خواب دیدم ، راستی تو چه طوری اومدی داخل ؟؟؟ اصلا برا چی اومدی ؟
جین وو: در باز بود ، اومدم ببینم خبر داری که پسره اونجا پیدا شده یا نه
ا.ت اها خب چیز … اگه میشه برو بیرون میخوام یکم استراحت کنم
جین وو : باشع من رفتم خدافظ
ا.ت در رو پشت سر جین وو بست
و هنوز یک صدم ثانیه نگذشته بود که پیامکی به گوشی ا.ت ارسال شد
ا.ت رفت سمت گوشی
یه پیام از طرف ناشناس بود
نوشته بود که ….
سلام پرنسس ، ببخشید که بدون اجازه اومدم ، خون ها و تمیز کردم ، جین وو داره میاد پیشت ، خیلی ناز خوابیدی ، دوستت دارم
پ
…
دوباره پ اخر نوشته بود
اون پ یعنی چی ، منظورش چیه
اههه خدایا کمکم کن
ا.ت خواست بع اون شماره پیام بده ولی بلاک شده بود
ا.ت : اههه نمیشه پیام داد مردک عقده ای
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly
سلام پرنسس کوچولو ، از شر یکی از مزاحما راحت شدی ، دیگه قرار نیست بیفته دنبالت ، ببخشید که خونت کثیف شد وقت نکردم تمیزش کنم ، یه مزاحم داشت وارد خونه میشد و من دیدمش ، احتمالا تا فردا بفهمی اون مزاحم کیه ، البته هنوز نمرده ، منتظر اجازه ی شما بودم ، الانم دارم میبینمت ، دیگه همه جای خونه دوربین دارم بچه جون
پ
…
ا.ت نامه رو خوند : یعنی کی این نامه رو نوشته ،
داره راجب کی حرف میزنه ، از شر کی راحت بشم
اون و اخر نامه یعنی چییی
دست های ا.ت شروع به لرزش کرد
نامه از دستش افتاد
ا.ت : دوربین ؟ یعنی الان داره اون فرد منو میبینه ، نه نه نه
ا.ت دوید و رفت تو اتاقش ، در رو بست و با صدای بلند گریه کرد
5 دقیقه نشده بود که صدای هق هق ا.ت کل خونه رو گرفته بود
ا.ت همونطوری که داشت گریع میکرد خوابش برد…
فردا صبح
با حس کردن یک دستی رو شونه هام بیدار شدم
اون جین وو بود اینجا چیکار میکرد ، برا چی اومده بود اینجا ، حتما خون هارو دیده
ا.ت : جی.. ن وو اون خوو.. ون ها (بغض )
جین وو: سلامت کو؟ کدوم خون ؟ چرا بغض کردی ؟ ترسیدی ؟
ا.ت بلند شو و رفت بیرون از اتاق
هیچ خونی نبود
دیگه هیچ بویی نمیومد
ا.ت فکر کرد خواب دیده ولی نه اون خواب نبود
جین وو : شنیدی که جونگ وو رو کنار رودخونه با بدن زخمی پیدا کردن ؟
ا.ت : چیییی؟؟؟ راست میگی ؟ نه نه امکان نداره ، نامه ؟ اون نامه کو؟
جین وو : خواب دیدی خیر باشه ، کدوم نامه ؟ کدوم خون ؟ دختر حالت خوب نیست بخواب
ا.ت فکر کرد تموم اون چیز هایی که دیده بود ، اون نامه ، همشون خواب بوده
ا.ت : ارع فکر کنم خواب دیدم ، راستی تو چه طوری اومدی داخل ؟؟؟ اصلا برا چی اومدی ؟
جین وو: در باز بود ، اومدم ببینم خبر داری که پسره اونجا پیدا شده یا نه
ا.ت اها خب چیز … اگه میشه برو بیرون میخوام یکم استراحت کنم
جین وو : باشع من رفتم خدافظ
ا.ت در رو پشت سر جین وو بست
و هنوز یک صدم ثانیه نگذشته بود که پیامکی به گوشی ا.ت ارسال شد
ا.ت رفت سمت گوشی
یه پیام از طرف ناشناس بود
نوشته بود که ….
سلام پرنسس ، ببخشید که بدون اجازه اومدم ، خون ها و تمیز کردم ، جین وو داره میاد پیشت ، خیلی ناز خوابیدی ، دوستت دارم
پ
…
دوباره پ اخر نوشته بود
اون پ یعنی چی ، منظورش چیه
اههه خدایا کمکم کن
ا.ت خواست بع اون شماره پیام بده ولی بلاک شده بود
ا.ت : اههه نمیشه پیام داد مردک عقده ای
- ۳۶۹
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط