همه شب دست در آغوشِ خیالت دارم

همه شب دست در آغوشِ خیالت دارم
کوری آن‌که مرا از تو جدا می‌داند...
دیدگاه ها (۱)

خواب من و قرار من، بی‌تو به سر نمی‌شود...

هوایـت مے زند بر سر، دلـم دیوانہ مے گردد... چہ ع...

این دل ز هوای تو ، دل را به هوا داده...

میبرد لعلِ لبت دم به دم از دست مرا..‌

نترس آنکه بعد تو مرا در آغوش می گیرد خاک است )))

گل شقایق

چه کسی می‌داند در دلم رازی هستمی سپارم آن رابه خیال شببه تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط