موهای سفیدم را با خاطره رو کردم

موهای سفیدم را با خاطره رو کردم
آنقدر غزل گفتم اینقدر خطر کردم
.
بین تو و دستانم از فاصله ها گیجم
مابین ندیدن ها بسیار سفر کردم
.
عشق از بدنم سر رفت این آخر نامردیست
دوران جوانی را بیهوده هدر کردم
.
عمریست که هر جمعه درگیر غزل هستم
با عشق شرو کردیم بی عشق به سر کردم.
دیدگاه ها (۱)

«تحریم‌ها کاغذپاره نبودند.من به علت گرانی و تحریم داروهای شی...

جمعه هاشرح دلم..یک غزل کوتاه است!که ردیفش همه "دلتنگ توام"می...

از حکیمی پرسیدند:چرا از کسی که اذیتت می‌کند انتقام نمیگیری؟ ...

تا تو هستی ماه من مهتاب میخواهم چکار؟تا تویی آرامشـم من خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط