آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم

تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم

پیش من باشی به دستان تو عادت میکنم
گر تو از پیشم روی بسیار ترسو می شوم

هر کجا باشی تو آنجا را بهشتم می کنی
تونباشی پیش من هرلحظه اخمو میشوم

تا قیامت پیش من باش و مرا ترکم نکن
درکنارم توبمانی خوب وخوشرو می شوم
دیدگاه ها (۳)

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

دلم میخواست،دلبند تو باشم ...دلیلِ خاصِ لبخندِ تو باشم!!در ا...

از عشق تو من غزلسرا خواهم شدسلطان دیار شعرا خواهم شد صدقافیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط