فریاد من از فراق یارست

فریاد من از فراق یارست
و افغان من از غم نگارست

بی روی چو ماه آن نگارین
رخساره من به خون نگارست

خون جگرم ز فرقت تو
از دیده روانه در کنارست

درد دل من ز حد گذشتست
جانم ز فراق بی‌قرارست

کس را ز غم من آگهی نیست
آوخ که جهان نه پایدارست

از دست زمانه در عذابم
زان جان و دلم همی فکارست

سعدی چه کنی شکایت از دوست
چون شادی و غم نه برقرارست
دیدگاه ها (۳)

ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارستبا عشق تو غم همی...

ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارستبا عشق تو غم همی...

ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارستبا عشق تو غم همی...

ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارستبا عشق تو غم همی...

پروین اعتصامی چرا که دوستی دشمنان ز مکاریست

هر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی رسیدیکردی فلک ترنج پیکرری...

ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌هاای به زودی بار کرده بر شتر...

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط