دلنوشته ای از "محسون قرمز گول"

دلنوشته ای از "محسون قرمز گول"

در ترکیه‌ بهت احترام می گذارند و هنرت را ارج می‌نهند تا زمانی که‌ ندانند کورد هستی و نگویی کورد هستم. من وقتی که‌ گفتم در نظر دارم، درباره‌ فاجعه‌ حلبچه (هەڵەبچە) فیلمی بسازم ، گفتند چرا؟؟؟
در جواب گفتم چون کورد هستم و درد و مشقت‌های ملتم را درک می‌کنم.
از آن زمان صدها پاپوش و تهمت برای من درست کرده‌اند وتمامی کارهایم را متوقف کرده‌اند.
احمد کایا را به‌ یاد آوردم که‌ می‌گفت: این بی‌احترامی ها دستمزد 40 سال خدمت من به‌ فرهنگ و هنر ترک ها می‌باشد.
دیدگاه ها (۱۴)

ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ......

"کوردم" (با ترجمه فارسی) من کورد کوردم، زانم بیکه‌س نیم هزا...

برای کوردستان ..........................بۆ کوردستان برای و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط