بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست
به تن این همه سردار سری نیست که نیست...
بنویسید که خورشید به گودال افتاد
و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست...
آتش از بال و پر سوخته جان میگیرذ
زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست...
یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد
پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست...
یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد!
چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست...
تازیانه به تسلای یتیمی آمد
تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست...
دیدگاه ها (۸)

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز, دانش‌آموزان عالم را هم...

بسته شد چشمش، ولي لب باز شد... آخرين نجواي شه آغاز شد... ك...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

پرچم سرخ امام حسین(علیه‌السلام) معانی زیادی دارد. در عرب رسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط