میگه پسر به پدرش میگه بابا داداشم رفت شهید شد منم برم نذا

میگه پسر به پدرش میگه بابا داداشم رفت شهید شد منم برم نذارم تفنگش رو زمین بمونه پدر میگه باشه برو پسرم
بعد یه ماه پدر به همسرش میگه پسرم رفت شهید شد منم برم نذارم تفنگش رو زمین بمونه همسرش میگه باشه برو و پدر هم در جنگ پنجم شهید میشه
و زن دست هایش را روبه خدا میکند ومیگوید خدایا تموم دنیام اومدن پیشت منم ببر پیش خودت وخدا زن را در مکه شهید میکند درراه حج
دیدگاه ها (۲)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

رمان سوم پارت هفتم 🔪࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی 😏>> ...

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

پارت ۲۷

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط