چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان

چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان
دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

مگر آن که هر دو چشمش همه عمر بسته باشد
به ورع خلاص یابد ز فریب چشم بندان

نظری مباح کردند و هزار خون معطل
دل عارفان ببردند و قرار هوشمندان

سر کوی ماه رویان همه روز فتنه باشد
ز معربدان و مستان و معاشران و رندان

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم
که خلاص بی تو بند است و حیات بی تو زندان

اگرم نمی‌پسندی مدهم به دست دشمن
که من از تو برنگردم به جفای ناپسندان

نفسی بیا و بنشین سخنی بگوی و بشنو
که قیامت است چندان سخن از دهان خندان

اگر این شکر ببینند محدثان شیرین
همه دست‌ها بخایند چو نیشکر به دندان

همه شاهدان عالم به تو عاشقند سعدی
که میان گرگ صلح است و میان گوسفندان
دیدگاه ها (۱)

.چه خوش است بوی عشق از نفسِ نیازمنداندل از انتظار خونین، دهن...

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزمکه خلاص، بی تو بند است و حیات...

اگر از کمند عشقت بروم ٬ کجا گریزمکه خلاص بی تو بندست و حیات ...

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزمکه خلاص بی تو بندست و حیات بی...

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزمکه خلاص بی تو بندست و حیات بی...

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط