پارت۹۰

پارت۹۰
مادرتهیونگ:پسرم به خودت فشار نیار
تهیونگ:نه مامان اون بخاطر من اینجوری شده من باید کنارش باشم
پدرتهیونگ:هرجور صلاح میدونی
و بعد تهیونگ بخاطر زخماش نمیتونست سرپای خودش بایسته برای همین روی ویلچر نشست و بردنش پیش یوری و پدرومادر تهیونگ هم برگشتن خونه شون و فقط اعضا بودن توی بیمارستان یوری تا صبح روز بعد بهوش نیومد و همه نگران بودن ولی دکتر گفت عادیه و بالاخره یوری بیدار شد
تهیونگ:یوری خوبی
یوری:تهیونگا(بغض)
تهیونگ:نه نه یوری ببین گریه نکن خب منو ببخش باشه من اشتباه کردم فقط به خودت فشار نیار
یوری:اهوم باشه
جونگکوک:یوری خیلی نگرانم کردی
یوری:ببخشید دیگه دست خودم نبود
شوگا:نبینم دیگه به خودت ناراحتی بدی چون اتفاقی برات بیوفته خواهرت پوست از کله امون میکنه
یوری*خنده*باشه
و خلاصه که تهیونگ بعد از یه هفته مرخص شد و برگشتن خونشون و اینبار دیگه کارا یوری کمتر شده بود همش مراقب تهیونگ بود و تنهاش نمیذاشت و چند وقت دیگه هم آخرین دادگاه سئوجون بود و قاضی اون دادگاه یوری بود و همه چی به حکم یوری بستگی داشت ولی از قضا دقیقا یه هفته قبل از محاکمه یوری همش حالش بد میشد و حتی غذا هم نمیتونست بخوره که تصميم گرفت بره دکتر
..........
دیدگاه ها (۳)

بچه ها ۲۰۰تاییی شدیمممم ممنونم بخاطر حمایتاتون❤️❤️فیک که تمو...

پارت۹۱ویو یورییه هفته دیگه دادگاه تشکیل میشه برای سئوجون و ا...

پارت۸۹ جینگ‌یی:ای خدا از دست این دختر چرا انقدر به خودش نارا...

پارت۸۸کم کم تهیونگ داشت بهوش میومد تا بالاخره کامل بهوش اومد...

Rz prpr ²⁷دکتر اومد که سمتش دویدم و گفتم: چی شده حالش خوبه؟د...

مافیای عاشق

زندگی جدید (پارت۶)با دیدن اون صحنه دنیا روی سرم خراب شد اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط