P15

( جونگ کوک )
از شانسم ا.ت رو استخدام کردن خدایااا
.....
رفتیم داخل اتاقم ک ا.ت تند تند داشت حرف میزد :
ا.ت : م...من متاسفم نمیدونستم من فق میخواستم یجا کارکنم مشکلی نیست میرم...
وسط حرفش گفتم : من نگفتم چر اومدی اینجا فقط این لباسای باز رو نپوش فهمیدی ؟

( ا.ت )
تعجب کردم و گفتم : فهمیدم...
کوک : خوبه برو ب کارت برس
( کوک هم باهام اومدو ب شخصی ک داشت عکس میگرف گف هرعکسی ک با لباس باز گرفتم رو پاک کنه و دیگ با لباس باز ازم عکس نگرین )

( جونگ کوک )
رفتم داخل اتاقم...اصلا دوس ندشتم ک ا.ت ت شرکت من کار کنه دلم نمیخواست عکساشو همه ببینن و ت مجله ها پخش شه...هووفففف

شرایط ندریم....
نظراتونو ت کامنتا بگین میخوام کلا دیگ شرایط نذارم هروقت نوشتم اپلود کنم...
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط