داشتم در خیابان راه میرفتم

داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ ‌موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها 
و دلتنگی پخش میکرد
لعنتی...
دیدگاه ها (۱۱)

زیبایی شبچند برابر می‌شوداگر تــــو شب بخیر بگویی.

اون 🔙 : خوشگلی زنها با دیوونگی شون ارتباط مستقیم داره. هرچی ...

این عاشقانه ها که به تو گفتمکوه به کوه می گفتبهم می رسیدند !

دلـــــ❤ ️ــــم ... فریب تازه میخواهد... بیــــــــــا و... ...

مترجم یه دنده پارت 2تند تر قدم برداشتم صدای بلند سامیار از پ...

رمان: فراموش شدهفصل ۵: نبرد در زیرزمینآناری، پیتر و آدی به ز...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط