آن سوی آینه

آن سوی آینه
P39
تنها کاری که میتونستم بکنم خجالت کشیدن بود
(پرش زمانی به فردا , ویو ا.ت)
بعد از یه شب طولانی باید بگم بیشتر از چیزی که انتظار داشتم خسته شدم به قدری که حتی نمیتونم از جام بلند بشم
صدای نفس کشیدنشو کنار گوشم حس میکنم
نفس های عمیقی داره
شاید این اولین رابطه ام باشه ولی طوری عاشقشم که نمیتونم بدون اون بودنو تصور کنم
امیدوارم تا آخر عمرم پیشش باشم

. پایان .


می‌دونم جای خیلی مسخره ای تموم شد ولی باید بگم ......قراره فیکشن جدیدمون رو بزارم
یه فیکشن متفاوت 😁❤️‍🩹
دیدگاه ها (۰)

بعد مدت ها سلامبدون من بهتون خوش میگذشت این چند وقت ؟؟امیدوا...

سلامی بعد از مدت ها به روی ماه همتون امیدوارم حال همتون خوب ...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۹ صدای شکستن...

معامله نهاییپارت ۴۰همونطور که انتظار داشتم ، خوابم نبرد . ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط