تمام تردید های من

تمام تردید های من
در دوستت دارم های تو
بی معنا شدند
هرگز تصور نمی کردم
که روزی اینچنین به دام عشق گرفتار شوم
و همچون کبوتری دلبریده از دنیا
در بند چشمانت اسیر شوم
هر روز که می گذرد
قلب کوچکم بیش از دیروز تو را می خواهد
آری
اکنون دیگر بدون عشق تو خواهم مرد
من بیمار عشق توام
و تنها طبیب من
دستان هستی بخش توست
پروانه ی خیالم
هر لحظه شمع چشمانت می جوید
ولی افسوس
که تلاشش بی حاصل است
دنیا را نمی خواهم
آسمان را نمی خواهم
جون تویی دنیای من
و آسمان همان چشمان توست
و حتی نفس هایت،نفس های من است
و اگر روزی دیگر بر نیایند
بی شک خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

دخترک۱۶ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد. پسر قد بلند ب...

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که دراین...

سلام‌دوستان‌اینم‌‌هدیه‌ی‌‌‌برنده‌شدنم‌تویک‌برنامه‌ی‌اینترنتی...

غضب ایمان را فاسد می کند ، همان گونه که سرکه عسل را تباه می ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.هر #شب تو به ایوان خیالم ...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

باران زیباترین اتفاق است برای بهارمثل تو برای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط