ﻏـــﯿـــﺮ تــــو

ﻏـــﯿـــﺮ تــــو
ﺩﺭ ﺩڸ مــــن ﻫـــﯿــﭻ
ڪـســی ﺧــﺎﺹ ﻧــﺸــﺪ

ﻫﯿﭻ ڪس چون من بہ تو
ﺍین همہ ﺣﺴﺎﺱ ﻧﺸﺪ

ﺁﻩ ﺍے سنڪَ ڪہ ﻣﻬﺮت
بـہ ﺩڸ مـن ﺍفتاﺩ

ﻫﯿـﭻ ڪس ﺩﺭﺩل
من ﺑﻌﺪِ تـو ﺍﻟـﻤﺎﺱ ﻧشد
دیدگاه ها (۳)

دود آهم ،شده اشک غمم ای چشم وچراغشمع عشقی که به امّید تو ،رو...

در چهره ی همه آدمهاخطی شبیه غم وجود دارددر چهره زنان زیبا بی...

به قتل گاه می بزند روح و جسمت را وقتی می درندجوهره ی انسانیت...

دلم نمی‌آید که شب را رها کنم و همین‌طوری بخوابمشب قشنگ استیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط