فیکببر سیاه
فیک:ببر سیاه
پارت ²
فیک: ببر سیاه
پارت ۲
---
ویو ا.ت
تو راه برگشتن به خونه، بچه گربه رو محکم تو دستام نگه داشتم. زخمش تازه بود و معلوم بود خیلی درد میکشه. از خودم پرسیدم این کوچولو چطور تو اون کوچه تاریک تنها مونده؟
همینطور که قدم میزدم، حس کردم یه چیزی داره منو دنبال میکنه، ولی هر چی نگاه کردم، چیزی نبود. دستام یخ کرده بود، ولی بچه گربه سردش بود، پس شالگردنم رو باز کردم و گذاشتم روش تا گرم بمونه.
«نذار کسی پیدات کنه، بچه کوچولو...» گفتم و سریعتر رفتم. وقتی رسیدم به خونه کلید و از تو کیفم در آوردم و وارد خونه شدم.
بچه گربه رو حموم و زخمش و پانسمان کردم و بعد بهش غذا دادم . وبعد خودمم یه دوش آب سرد گرفتم و خوابیدم.
---
ویو جیمین
کای برگشت و بعد گفت
کای:ارباب کاری که گفتین و انجام دادم ،خونه شو پیدا کردم.
جیمین:خب،حالا وقتشه بفهمیم چرا این دختر اونجا بود.[سرد]
کای سرش رو تکون داد و گفت
کای:منتظر دستورات بعدیم
---
پرش زمانی به صبح
ا.ت: خوابیده بودم که حس کردم یه جسم کوچولو و پشمالو رو صورتمه چشمام و باز کردم دیدم همون بچه گربه لبخندی زدم و گربه رو از رو صورتم برداشتم
ا.ت:کوچولو گرسنته
گربه:میو میو میو
ا.ت:نظرت چیه برات یه اسم بزارم....نظر خوبیه.....پس اسمت و میزارم گومی
گومی:میو
میدونم این پارت یه زره چرت شد...
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_جیمین
#اسمات
پارت ²
فیک: ببر سیاه
پارت ۲
---
ویو ا.ت
تو راه برگشتن به خونه، بچه گربه رو محکم تو دستام نگه داشتم. زخمش تازه بود و معلوم بود خیلی درد میکشه. از خودم پرسیدم این کوچولو چطور تو اون کوچه تاریک تنها مونده؟
همینطور که قدم میزدم، حس کردم یه چیزی داره منو دنبال میکنه، ولی هر چی نگاه کردم، چیزی نبود. دستام یخ کرده بود، ولی بچه گربه سردش بود، پس شالگردنم رو باز کردم و گذاشتم روش تا گرم بمونه.
«نذار کسی پیدات کنه، بچه کوچولو...» گفتم و سریعتر رفتم. وقتی رسیدم به خونه کلید و از تو کیفم در آوردم و وارد خونه شدم.
بچه گربه رو حموم و زخمش و پانسمان کردم و بعد بهش غذا دادم . وبعد خودمم یه دوش آب سرد گرفتم و خوابیدم.
---
ویو جیمین
کای برگشت و بعد گفت
کای:ارباب کاری که گفتین و انجام دادم ،خونه شو پیدا کردم.
جیمین:خب،حالا وقتشه بفهمیم چرا این دختر اونجا بود.[سرد]
کای سرش رو تکون داد و گفت
کای:منتظر دستورات بعدیم
---
پرش زمانی به صبح
ا.ت: خوابیده بودم که حس کردم یه جسم کوچولو و پشمالو رو صورتمه چشمام و باز کردم دیدم همون بچه گربه لبخندی زدم و گربه رو از رو صورتم برداشتم
ا.ت:کوچولو گرسنته
گربه:میو میو میو
ا.ت:نظرت چیه برات یه اسم بزارم....نظر خوبیه.....پس اسمت و میزارم گومی
گومی:میو
میدونم این پارت یه زره چرت شد...
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_جیمین
#اسمات
- ۷.۹k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط