به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم، میب

به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم، میبینم اشغاله، فحش میدم قط میکنم! تازه من خوبم! یه دوست دارم دوتا خط داره، با خودش اس بازی میکنه یه بار خودش به خودش گفت: عزیزم رسیدی خبر بده، بعد یادش رفت خبر بده ، تا صبح از نگرانی خوابش نبرده! به نظرتون بیمه در مانی بهمون تعلق میگیره؟...!!!
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

چند پارتی کوکپارت ²سیاهی مطلق تقریبا بعد از ۲۰ دقیقه کوکی ، ...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۰/۵

[•] عمارت عشق [•] part: 9چویا سرشو به سینه ی دازای فشار مید...

پارت ۲۹(یونا به سمت ماشین میدوه‌ ولی جونگ کوک اونو میگیره )ی...

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

شب التیام.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط