بند ِ دل ِ من

بند ِ دل ِ من

به لبخندهای تو بند است

برای دوست داشتنت اما

لبخندهایت را نه

دلت را لازم دارم!

از شعبده باز هم کاری ساخته نیست

گیرم طناب بکشد از دل من تا دل تو

گیرم با دستهایی به پهلو باز

که معلوم نیست برای حفظ تعادل است

یا برای بغل کردن تو

تمام طناب را راه بروم و نیفتم

یا گیرم این لبخند لعنتی ات

سوژه ی معروف ترین نقاش قرن بعد شود

با این ها

چیزی از قد تنهایی های من

آب نمی رود عزیزم

و هنوز

شب ها

روی شعرها غلت می زنم !
دیدگاه ها (۱)

هر روز میبینمش ،در چشمانش که خوب نگاه میکنم حجم وسیعی از یک ...

تو حق نداری عاشقِ کسی بمانیکه سالهاست رفته !تو مالِ کسی نیست...

میدونید بارش برف و بارون واسه کیا قشنگه!؟ اونایی که سرپناه د...

حال ما بادود و الکل جا نمیاید رفیقزندگی کردن به عاشق ها نمی ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

عشق در تاریکی ۴.وقتی بالاخره از مراسم برگشتیم، نزدیکای دو صب...

[•] عمارت عشق [•] part: 13اون دختر شبیه هومیکو بود فقط ورژن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط