دیکتاتور تویی و آغوشت

دیکتاتور تویی و آغوشت
که هربار مرا تسلیم میکند
دیدگاه ها (۱)

زمستان یعنی تو نباشی و منمراقب باشم یخ بغضم وا نشود

تو صبح باشمن تمام شب های تاریخ رادوام می اورم

هزاران بار به تو گفتمچشم ها برای نگاه استاما تو هرروز با آنه...

تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شداز آن زمان که شنیدم تو شعر میخو...

چگونه زندگی مرا عصبانی میکند??

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط