𝓈𝓂𝒾ℓℯ
𝓈𝓂𝒾ℓℯ
Part"36"
....
«پرش مانی بعد از ظهر ۱۴:۲۸»
☆ویو هانا☆
حوصله ام سررفته بود
گوشیم رو باز کردم
رفتم توی اینستا دیدم لانا استوری گذاشته , آستوریاس رو باز کردم
دیدم عکس ماریا که دستش روی شکمش بود گذاشته و نوشته
« مادر شدن تو و عمه شدن من مباااارک🥹😀»
ماریا رو هم تگ کرده
اووو.....پس عصبانیت دیروز تهیونگ شاید دلیلش همین بوده!
وقتی فهمیدم ماریا باردار هست یجوری شدم .... نه حسودیم شد ....نه دلم گرفت این چه حسیه ؟؟
فکر کنم کار من درست نیست با وجود ماریا و بچه اش
من با ته بگم و بخندم بنظرم خوب بشه ازش فاصله بگیرم !
ته: کم کم حاضر شو!
هانا : بله
صدای زنگ خونه امد ، یکی از دستیار های تهیونگ بود
امد و بهش جعبه ای داد
ته امد و جعبه رو بهم داد
تهیونگ: این لباسته ، برو حاضر شو
سری تکون دادم و رفتم توی اتاق ..... یه حموم طولانی رفتم بخاطر اینکه وقت زیادی داشتم
حسابی تمیز و براق خودم کردم ....امدم بیرون و یکم به پوستم رسیدم همینجوری که ماسک روی صورتم بود موهام رو خشک کردم و باز گذاشتم
موهام رو آخر کار حالت میدم
ماسک رو برداشتم و یه میکاپ ملیح کردم
بعد از میکاپ ، سراغ جعبه رفتم و بازش کردم یه لباس خیلی قشنگ بود ، ازش خوشم اومد.
لباس رو پوشیدم ، حالا نوبت موهام بود
یه مدل ساده دادم بهش
ساعت ۱۶:۴۰ دقیقه بود
چه زود گذشت!
کفش هامو پوشیدم و رفتم پایین ، تهیونگ نشسته بود
استایل مشکی و خفن
زهر مار هانا !
اون زن و بچه داره!
باهم سوار ماشین شدیم و به مکان مورد نظر حرکت کردیم
ادامه دارد......
اسلاید اول آرایش هانا
اسلاید دوم لباس هانا
اسلاید سوم مدل موهاش
اسلاید چهارم استایل تهیونگ
Part"36"
....
«پرش مانی بعد از ظهر ۱۴:۲۸»
☆ویو هانا☆
حوصله ام سررفته بود
گوشیم رو باز کردم
رفتم توی اینستا دیدم لانا استوری گذاشته , آستوریاس رو باز کردم
دیدم عکس ماریا که دستش روی شکمش بود گذاشته و نوشته
« مادر شدن تو و عمه شدن من مباااارک🥹😀»
ماریا رو هم تگ کرده
اووو.....پس عصبانیت دیروز تهیونگ شاید دلیلش همین بوده!
وقتی فهمیدم ماریا باردار هست یجوری شدم .... نه حسودیم شد ....نه دلم گرفت این چه حسیه ؟؟
فکر کنم کار من درست نیست با وجود ماریا و بچه اش
من با ته بگم و بخندم بنظرم خوب بشه ازش فاصله بگیرم !
ته: کم کم حاضر شو!
هانا : بله
صدای زنگ خونه امد ، یکی از دستیار های تهیونگ بود
امد و بهش جعبه ای داد
ته امد و جعبه رو بهم داد
تهیونگ: این لباسته ، برو حاضر شو
سری تکون دادم و رفتم توی اتاق ..... یه حموم طولانی رفتم بخاطر اینکه وقت زیادی داشتم
حسابی تمیز و براق خودم کردم ....امدم بیرون و یکم به پوستم رسیدم همینجوری که ماسک روی صورتم بود موهام رو خشک کردم و باز گذاشتم
موهام رو آخر کار حالت میدم
ماسک رو برداشتم و یه میکاپ ملیح کردم
بعد از میکاپ ، سراغ جعبه رفتم و بازش کردم یه لباس خیلی قشنگ بود ، ازش خوشم اومد.
لباس رو پوشیدم ، حالا نوبت موهام بود
یه مدل ساده دادم بهش
ساعت ۱۶:۴۰ دقیقه بود
چه زود گذشت!
کفش هامو پوشیدم و رفتم پایین ، تهیونگ نشسته بود
استایل مشکی و خفن
زهر مار هانا !
اون زن و بچه داره!
باهم سوار ماشین شدیم و به مکان مورد نظر حرکت کردیم
ادامه دارد......
اسلاید اول آرایش هانا
اسلاید دوم لباس هانا
اسلاید سوم مدل موهاش
اسلاید چهارم استایل تهیونگ
- ۵۱۷
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط