امام حسین علیه السلام به سوى یكى از كودكانش كه از تشنگى م
امام حسین علیه السلام به سوى یكى از كودكانش كه از تشنگى مى گریست ، رفت . او را بر سرِ دست گرفت و گفت :
یا قَومِ ، إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ
«اى قوم ! اگر بر من رحم نمى كنید ، بر این كودك ، رحم كنید» .
در این حال، مردى از آنان، تیرى به سوى او انداخت و ذبحش كرد. حسین علیه السلام مى گریست و مىگفت: «خدایا ! میان ما و گروهى كه ما را دعوت كردند تا ما را یارى دهند، امّا ما را كُشتند، داورى كن» .
در این هنگام، از آسمان، ندایى رسید: «او را وا گذار ـ اى حسین ـ ، كه او را در بهشت، شیر مى دهند»
یا قَومِ ، إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ
«اى قوم ! اگر بر من رحم نمى كنید ، بر این كودك ، رحم كنید» .
در این حال، مردى از آنان، تیرى به سوى او انداخت و ذبحش كرد. حسین علیه السلام مى گریست و مىگفت: «خدایا ! میان ما و گروهى كه ما را دعوت كردند تا ما را یارى دهند، امّا ما را كُشتند، داورى كن» .
در این هنگام، از آسمان، ندایى رسید: «او را وا گذار ـ اى حسین ـ ، كه او را در بهشت، شیر مى دهند»
- ۴۵۳
- ۱۹ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط