هوا سرد است..... من از عشق لبریزم

هوا سرد است..... من از عشق لبریزم

چنان گرمم ...
...
چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....

که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!
هوا سردست اما من ...
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!
تو را هر شب درون خواب می‌بینم

تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی ...

و وقتی
قامتت را در زلال اشک می‌بینم ...

به خود آرام می‌گویم :دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا... من دسته های نرگس دی ماه را

در راه می چینم !!
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

فصل دومپارت هجدهم | نزدیک‌تر از همیشه، دورتر از همیشهیک سال ...

پارت ۲۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p7همون موقع...جایی خیلی دورتر از خونه‌ی ن...

مرد بی رحم

نمیبخشمت p.22

بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵(تای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط