استادی با شاگرد خود از میان جنگلی می گذشت. استاد به شاگرد

استادی با شاگرد خود از میان جنگلی می گذشت. استاد به شاگرد جوان دستور داد نهال نورسته و تازه بار امده ای را از میان زمین برکند.

جوان دست انداخت و براحتی ان رااز ریشه خارج کرد.پس از چندقدمی که گذشتند٬ به درخت بزرگی رسیدند که شاخه های فراوان داشت .استاد گفت:این درخت راهم از جای بر کن.



جوان هرچه کوشید ٬نتوانست.استاد گفت:

بدان که تخم زشتی ها مثل کینه ٬حسدو هرگناه دیگر هنگامی که در دل اثر گذاشت٬ مانند ان نهال نورسته است ٬ که براحتی می توانی ریشه ان رادر خود برکنی٬ولی اگر ان را واگذاری٬بزرگ و محکم شودو همچون ان درخت در اعماق جانت ریشه زند.پس هرگز نمی توانی انرا برکنی و ازخود دور سازی.
دیدگاه ها (۱)

✍ برای فردای فرزندان و مادران آینده وطن🔺 دیدی روسری، فقط یه ...

جاعینکی پینترستی

مدل لباس

مدل لباس

زیبایی مختص مو نیست...💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖#کیوت #زیبا #دخترانه#صو...

از محیط کار ناامن فقط فرار کن!#زن

لباس جدید دوختم نظرتون چیه

بسته بندی

دنبال کنید ممنون ❤🙏🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط