ضرب المثل های فارسیدود چراغ خورده

ضرب المثل های فارسی...دود چراغ خورده...
اگر به تاریخچه طرز تحصیل علما و دانشمندان در قدیم مراجعه کنیم ملاحظه می شود که:همه در کوره ده خود نه مدرس داشتند و نه محضر و نه کتابخانه مرکزی یک میلیون جلد کتابی و نه آرشیو و نه بایگانی و نه میکروفیلم نسخه خطی بلکه بالعکس هیچ چیز که نبود،به جای خود،حتی نان و قوت اولیه هم نبود.مجموع ذخیره آن ها لقمه نان بیات و خشکه ای بود که پر شال خود می بستند و به مکتب می رفتند.
طلبۀ فقیر و بی بضاعت برای آن که روغن مختصر چراغش در طول شب تمام نشود و چراغ خاموش نگردد فتیله اش را پس از روشن کردن پایین
نمی کشید تا حرارت فتیله،روغن یا نفت مخزن را زیاد بالا نکشد و مصرف نکند،بلکه فتیله را در همان بالا و وضع اولیه که اصطلاحاً تاجری می گفته اند نگاه می داشت و با آن نور ضعیف، شب را به صبح می رسانید.
نور تاجری در چراغ اگر چه کم مصرف و متناسب با وضع مالی طلبه بود ولی این عیب بزرگ را داشت که چون روغن یا نفت به قدر کفایت از مخزن به فتیله نمی رسید لذا دود
می زد و در و دیوار و سقف و فضای حجره را آلوده می کرد و طلبه بی چیز آن دود چراغ را می خورد و به تحصیل و مطالعه ادامه می داد تا به مقصد کمال رسد و شاهد مقصود را در آغوش گیرد.
دود چراغ خوردن تا قبل از اختراع برق،در حجرات طلبگی مبتلا به عمومی بود و همه در پرتو نور بی فروغ چراغهای کم سوز و کورسو که دودش تا اعماق سینه و ریه های آن ها فرو می رفت به مطالعه می پرداختند تا رفته رفته پلک ها سنگین شوند و چشمان دودآلودشان لحظاتی به خواب روند.
دیدگاه ها (۳)

متن آهنگ ام شانتی ام از فیلمی با همین نام...تقدیمی به دکتر ع...

بندر تریست،اسلوونی... این بندر که در کنار دریاچه بلد قرار دا...

ضرب المثل های فارسی...دود چراغ خورده... مثل بالا ناظر بر فقه...

متن پیام تسلیت روحانی: جناب آقای جاکوب زوما رئیس جمهور محترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط