گفتم:میری؟

گفتم:میری؟


گفت:آره


گفتم:منم بیام؟


گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر 


گفتم:برمی گردی؟ 


فقط خندید 


اشک توی چشمام حلقه زد 


سرمو پایین انداختم 


دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد


گفت:میری؟


گفتم:آره


گفت:منم بیام؟


گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر 


گفت:برمی گردی؟ 


گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره 


من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته 


و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده......
دیدگاه ها (۳)

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

ترکم نکن

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

Part ³⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)یه لحظ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط