عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part15
کوک مطمئن شد که یونا کاملا خوابش برده

کوک یواشکی گوشی یونا رو برداشت و با اثر انگشت خود یونا بازش کرد و داخل گوشی رفت یچیزی توجه کوک رو جلب کرد توی گوشی یونا دوربین بود و از کل خونه یونا فلیم برداری میکرد کوک به داخل دوربین رفت و دید که ات داخل زیر زمینی یونا با زنجیر بسته شده و بیهوش

کوک:وای دختره افریته خدا بگم چیکارت کنه ات تروخدااا تحمل کن زودی یه پلیس میفرستم لطفااا😭💔


فلش بک به دو هفته گذشته
ویو ات

ات بهوش اومد و تمام اون لحظات هنوز یادش مونده بود

ات وقتی کنار کوک خوابیده بود یکی در خونه رو زده بود و چون ات به حالت عادیش برگشته بود و کوک هنوز مست بود ات رفت و در و باز کرد و به محض اینکه درو باز کرد یه مشت کوبیدن تو سر ات و ات بیهوش شد و بردنش توی زیر زمینی و کلی شکنجش دادن ات تو اون دوره کلا بدنش زخمی بود و نمیتونس کاری کنه و خیلی ناراحت بود

ات:جونگ کوک امید وارم فراموشم کنی چون دیگه فک نکم حالم خوب شه ات همینو گفت و باز بیهوش شد

فلش بک به زمان حال

کوک به جنگیون خبر داد
دیدگاه ها (۰)

#عشق زیبای منPart16جونگیون:بله کوک: فهمیدم ات کجاسجونگیون: ک...

#عشق زیبای منPart17ات در ایسیو و بود و حالش خیلی بد بود کلا ...

#عشق زیبای منPart14کوک و یونا زیادی نوشیدنی خوردن اما کوک خی...

ویو بعد شام ( کوک دست یونها رو گرفت برد سمت ی اتاق ) کوک : م...

#عشق زیبای من Part12کوک به یه چیزی فک کرد و واسش عجیب بوددفل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط