ولی یه روزی ام میرسه تو کوچه ما هم عروسی بشه

ولی یه روزی ام میرسه تو کوچه ما هم عروسی بشه...
ولی یه روزی ام میرسه صبح که از خواب بیدار میشم لعنت نفرستم به زندگی...
ولی یه روزی ام میرسه پشت بند خنده هام بغض نباشه...
ولی یه روزی ام میرسه منم بازی کنم منم برنده بازی باشم...
ولی یه روزی ام میرسه تو جواب خوبی سرمو بگیرم بالا و بگم عالی ام...
ولی یه روزی ام میرسه چشام برق بزنه ولی نه با اشک،با خنده های از ته دل...
ولی یه روزی ام میرسه بفهمم دنیا هوز قشنگی های خودش رو داره...
ولی یه روزی ام میرسه پدرم دیگه غصه حال و روز منو نخوره..
ولی یه روزی ام میرسه منم بجای فقط نفس کشیدن و زنده موندن یکم زندگی ام کنم...
ولی...
ولی.....
ولی.........
ولی نمیرسه...
یه عمر منتظرم اون روز برسه...
نمیرسه...
به خدا نمیرسه.... .😔 💔
دیدگاه ها (۱)

شبیه بهار بودغافلگیرت میکردبی مقدمه تو را بوسه میزد در شلوغ ...

نه، اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصبدارید اشت...

کجایی که ببینی امسال در نبودت چه سفره هفت سینی چیده ام...الب...

سال نو من که نباید اینگونه شروع میشد عزیز جانم...الان باید ت...

جدی کم کم از شدت کمبود همه چیز دارم به فنا میرم مثل اینکه ید...

گاهی زندگی مجبورت می کنه کاری رو انجام بدی که دوست نداری ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط