به دهانم خیره نشو....

به دهانم خیره نشو....
حرفی برای گفتن نیست...
چشم هایم،
گفتنی ها را گفتند...
زبان از گفتن آنچه میان من و توست؛
عاجز ماند...
گفتنی ها کم نیست؛
من و تو کم گفتیم
دیدگاه ها (۱)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

عاشقانه های شبنم

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

از ترس تا اعتمادpart 6 ...

به نام خداخبرنگار، روایتگر حقیقت است؛کسی که میان هیاهوی خبره...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط