میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی
به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی
چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم
منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی
چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم
سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی
در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفته
میان کوچه های شب شدم همپای دلتنگی
شبی تا صبح با یادت نهانی اشک باریدم
صفایی کرده ام در آن شب زیبای دلتنگی...
دیدگاه ها (۸)

می روم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم در خودم، در خود ...

هرکسی حال مرا پرسید؛ گفتم عالی ام..اشک ها پنهان شده؛ درخنده ...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

شروعه قصه یادم نیست چجوری شد نفهمیدمیهو دیدم که از موهات گلا...

میان کوچه می پیچد ، صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبه...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

عاشقانه

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

، میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبه...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط