گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست؟

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست؟
سر بر زمین افکند و گفت خود کرده را تدبیر نیست...

اشکی به زیر مقدمش انداختم رحمی کند
گفتا که اشک بی ورع در رتبه ی تاثیر نیست...

گفتم بیا در بند کش این بنده ی فرار را
گفتا اگرعاشق شوی کاریت با زنجیر نیست...

گفتم که دیگر گوییا افتاده ام از چشم تو
با غم نگاهم کرد و گفت مهدی(عج) ز نوکر سیر نیست....



#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
دیدگاه ها (۵)

به حق رفتی...زیادی ات کرده بودشیرینی امدلت را زد به حق رفتی....

در بغلت بگیرم ای ... گرگر آتش آمدمشعله به خوشه ام  بکش خوش ش...

هرگز نرسد گزندی از ما به غمتای ماه! دلم خوش است شبها به غمتس...

دلم خوشِ که وقتی زمین بخورم ❤ ️تو❤ ️دستم رو میگیری و بلندم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط