.

.
گاهی سر مزار خودت اشک و آه کن

با هر ستاره‌ای، تو خیانت به ماه کن

گاهی وزیر سایه نشین نبرد باش

وقت خطر که شد، تو ولی ترک شاه کن

گاهی تو هم بگو به دَرَک، بی خیال باش

سرمایه‌های مملکت ات را تباه کن

گاهی به سان یوسفِ سیّاس مصر باش

امّا برادران خودت را به چاه کن

گاهی نماز قربةً الی ریا بخوان

آنگه درون صومعه‌ها صد گناه کن

گاهی بگو به تخم چپ واژه‌ها قسم

اینجا خدا و خلق و خودت را سیاه کن

گاهی در عاشقی سر شیرین قمار کن

اندازه‌ی هزار بیستون، اشتباه کن

گاهی شبی به قامت تیمور لنگ باش

فردا به اصفهان دلت صد سپاه کن

گاهی رها کن این همه نامرد مردمان

با کوله بار خشم و جنون، عزم راه کن

گاهی دوای خاطره‌ها مرگ بود و بس

تا زنده‌ای بمیر و به مردن پناه کن

هادی یزدانی
دیدگاه ها (۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

پارت ششم ته. داداش کجا بودی میدونی چقدر دیر کردی الا. ات چی ...

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

میدونی... یه وقتایی هم به خودت سر بزن...حالِ چشاتو بپرس و دس...

.گاهی دور شو از خودت،.برو به سمت انتهای فراموشی...دستهایت را...

شااااه جنووون... .بگذار شهرزادت شَوَم ، تا قصه از غم گویمت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط