سلامتی روزی که مامانم صدام بزنه و بلند نشم

سلامتی روزی که مامانم صدام بزنه و بلند نشم
بیاد تکونم بده و بلند نشم
ببینه دختره آتیش پاره ش دیگه نفس نمیکشه

سلامتی بغض تو گلوم
سلامتی تیغ تو دستم
سلامتی اونو یارش
منو فازش

سلامتی روووزی که همتون ببینید ستایش دیونه دیگه پست نمیزاره
دیدگاه ها (۲)

سناریو ریندو پارت دومکامیل نشست در لگن آب گرم بی‌خبر از اینک...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

professor Riddle,p65

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟒یک هفته بعدمثل هرشب سر میز شام نشسته ب...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط