پارت نهم

لیوای.خودت که دیگه میتونی راه بری🤨بالاخره چاقو که نخوردی
اریان.تو خیلی بداخلاق،بی احساس و بی حوصله ای😑
لیوای.همرو هستم جز اخری...من اگه بی حوصله بودم که نمی ایستادم که تو بلند شی با من بیای تا کارامو انجام بدم.‌.کی حوصله داره یه دختر مسدوم،غر غرو،بی عصاب،زبون درازو تحمل کنه...باید تازه متشکر هم باشی😌
اریان.تو خیلی مغرور و از خود مچکری😑
بعدشم اریان تنه میزنه به لیوای و از دادگاه میزنه بیرون...
لیوای.یه دیقه هم بدون من دووم نمیاری...بیا عذرخواهی کن
اریان.الان من باید اینو بگم نه تو...😑
لیوای.خب بگو دیگه دیرمه
دیدگاه ها (۴)

تا دا!تمومشددداوسی پونی کوچولو ام قرار بیشتر ازش آرت بکشم و ...

My lovely neighbor part : ۶۹

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

چند شاتی part: 1ویو ا. تامروز که از خواب بیدار شدم دیدم جیهو...

فیک پارت ۲

فیک جیمین (پارت ۲)ویو جیمین[چند ساعت قبل]گوشیم رو بر میدارم ...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²¹ویو اِلا___صبح—خیلی زودتر ا...

V... RHS:ارسلان: دیانا حاضر شو بریم خونه مامانم دیانا: واس چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط