"بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"
"بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"
نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنم
شرر افکنده به جانم رخ عاشق کش تو
چه کنم شرم ز چشمان سیاهت بکنم؟
لشگر فاتح گیسوی شرابی رنگت
همه بر صف شده تا ترک سپاهت بکنم
دل مجنون صفتم ناله کنان می گوید
که خودم را نکند غرق گناهت بکنم
غزلی تازه بخوان از ثمر عشق و جنون
که سر و جان به فدای سر راهت بکنم
نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنم
شرر افکنده به جانم رخ عاشق کش تو
چه کنم شرم ز چشمان سیاهت بکنم؟
لشگر فاتح گیسوی شرابی رنگت
همه بر صف شده تا ترک سپاهت بکنم
دل مجنون صفتم ناله کنان می گوید
که خودم را نکند غرق گناهت بکنم
غزلی تازه بخوان از ثمر عشق و جنون
که سر و جان به فدای سر راهت بکنم
- ۲.۱k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط