در میان غبارِ خون و خاکسترِ گذشته، جایی که سایه‌های مافیا

در میان غبارِ خون و خاکسترِ گذشته، جایی که سایه‌های مافیا بر سنگ‌فرش‌های سرد سئول رقص می‌کردند، نام «ا. ت» تنها نقطهٔ نوری بود که از تاریکیِ دنیای برادرانش می‌درخشید. او، فرشته‌ای که در میان پنجه‌های درندگان پرورش یافته بود، از هیچ‌یک از آن حقایقِ سیاه و خونین باخبر نبود؛ او تنها می‌دانست که دو ستونِ استوار، دو کوه از صخره و دو سپرِ آهنین به نام جونگ‌کوک و تهیونگ، هستی‌اش را از هر تلاطمِ تلخی در امان نگه داشته‌اند.

جونگ‌کوک، با نگاهی که چون تیغه‌ی یخ سرد بود و دستانی که با بی‌رحمیِ تمام، امپراتوریِ زیرزمینی‌شان را بنا کرده بود، هرگز اجازه نداد حتی یک قطره از بارانِ گناه، بر پوستِ معصوم «ا. ت» بنشیند. او بود نگهبانِ سایه‌ها، کسی که در تاریکی‌ها می‌جنگید تا صبحِ روشن برای خواهرش طلوع کند. و تهیونگ، با آن لبخندهای مرموز و ذهنِ استراتژیکش، رشته‌های ناپیدای قدرت را در دست داشت؛ او بود که با ظرافتِ یک جراح، دنیایی از دروغ‌های شیرین دورِ «ا. ت» می‌بافت تا او هرگز رنگِ سیاهیِ مرگِ والدین‌شان را نبیند.

آن‌ها دو برادر بودند که در پیوندِ خون و معامله، پیمانی بستند: «او نباید بداند.» نباید می‌دانست که مرگِ والدین‌شان، تنها یک حادثه نبود، بلکه نخستین شطرنجِ خونینی بود که در دنیای مافیا بازی شد. نباید می‌دانست که هر لبخندِ آرامِ او، بهایی سنگین از خون در سکوتِ شب‌های آن‌ها دارد. «ا. ت»، تنها داراییِ آن‌ها در این جهانِ بی‌رحم بود؛ گوهری که در میانِ جانیان پنهان شده بود، بی‌خبر از اینکه برادرانش، برای حفظِ پاکیِ او، خود را به اعماقِ جهنم فرو برده‌اند.

رمان جدید
۲۰ قسمتی هس.
تهیونگ و جونگ کوک و ا. ت
میخوام قسمت اول رو بگم اگه ۳۰ لایک گرفت بقیش رو میگم و تا شنبه قسمت ۲رو میگم ✨✨
دیدگاه ها (۲)

نام رمان: **«پَرده‌های مخفیِ خون»*******قسمت اول: طنینِ سکوت...

سلام پرنسس ها من یک پارت رمان رو گذاشتم ببینم چیکار میکنید و...

خواستم بگم ۲۰۰ نفریمون مبارکککککک❤️‍🩹

https://wisgoon.com/bts_3455اینجا پیج دوم کن هست اگه خدایی ن...

فیک جدیدددددد🥳🥳🥳اسم: سایه های ابدی=پیمان خون و قلعه ی فراموش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط