بغچـه ام را بستـه ام ، سفـرم طـولانيسـت

بغچـه ام را بستـه ام ، سفـرم طـولانيسـت

جـاده هـا منتظـرنـد ، مـرا مے خـواننـد ...

کفشهـايـم پـوسيـده سـت ، چشمهـا را بـايـد شسـت

راه دل را بـايـد رفـت .
دیدگاه ها (۶)

همـه چيـز را مے دانـم ؛ آنهـا راسـت مے گفتنـد : بغچـه ا...

بغچـه ام را بـه تـو خـواهـم بخشيـد ، قـايقـے خـواهـم سـاخـت ...

- آسمان را مرخص مي کنم ! ديگر به هوا هم نيازي ندارم ! ...

- شب‌ها، پرنده‌هايش مي‌روند؛ . روزها، ستاره‌هايش...

یک جوان رفت یک دل مادر شکست جوانی که باید زندگی می‌کرد، شد خ...

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،و باد، سیم‌های گیتارت...

رها🦋 باید پذیرفت..هرکه از دل سختی ها گذشت طعمی از آرامشِ پسِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط