ﺭﻓﺘﻦ !"

ﺭﻓﺘﻦ !"
ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﻳﮏ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺩﻟﺨﻮﺭﻳﻬﺎﻯ ﺗﻠﻨﺒﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ
ﮔﺎﻫﻰ ﺣﺘﻰ ﺩﻟﺨﻮﺷﻴﻬﺎﻯ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺷﺪﻩ ...
ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﺪ، ﻭﻗﺘﻰ ﻧﺨﻮﺍﻫﻰ ﺑﻤﺎﻧﻰ،
ﺑﺎ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﻰ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻭﻯ!
"ﻣﺎﻧﺪﻥ!"
ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﺩﺳﺘﻰ ﮔﺮﻡ، ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﻯ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ، ﻳﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﻯ، ﺑﻮﻯ ﻋﻮﺩ،
ﻳﮏ ﺍﻫﻨﮓ ﻣﺸﺘﺮﮎ، ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺷﻴﺮﻳﻦ ...
دیدگاه ها (۳)

من در سرزمين خود گروهكى دارم كه داعش را روسپيد ميكند....داعش...

اسید بپاش امایادت باشد ای حـرام زادهآن بهشتی که تو از آن دم ...

دلم تنهایی میخواهد . . . دلم یک کام سنگین از سیگار میخواهد ....

√خـُــدا کاری بکـن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط