قسمت

قسمت ۱

ساعت ۳۰ : ۸

دیـــنگ دیـــنگ دیـــنگ

دستم از زیر پتو اوردم بیرون کوبوندم رو ساعت
+ اخیش مزاحم
یهو در اتاق ‌باز شد مامان اومد تو ...
چراغ هارو روشن کرد ..

بدترین زجری‌که سر صب از طرف مامانم نصیبم میشد همین بود‌

- آنیس‌پاشو صبح شده دختر دانشگاهت دیر میشه

با پوف فیس ترین حالت پاشدم سمت. دسشویی هجوم بردمـ....

همین که نشستم و به دیوار تکیه دادم خوابم برد ..

به دو دیقع نکشید که صدا در دسشویی‌بلند شد

- آنیس‌ اون تو چیکار میکنی بیا بیرون الان خونه سیل‌ ور میداره

زود تند سریع خودم جمع و جور کردم و دست و صورتم شستم در‌باز کردم

آرسام : یا ابلفضلللل با آنیس چیکار‌کردی‌ هیولا ؟

+ ارسام میبندی در تالار اندیشت‌ یا ببندمش

رفتم سمت اتاقم آره ارسام حق داشت صورت پف‌کردم موها پریشونم منو هیولا کرده بود

خیلی دیرم شده بود با سرعت هرچه تمام لباسام پوشیدم حاضر شدم که برم

اما......

گوشیم کجاس‌..
هرجا گشتم نبود زیر و روی تخت‌، میز .. کشو ها کمد نبود‌

رفتم سمت اتاق ارسام

در باز‌ کردم که ....

- هووو هوو روانی چیکار میکنی لختم

+ گوشی‌منو ندیدی احیانا ؟؟؟

- نه بابا‌مسخره

+ پس‌ یه زنگ بزن روش بینم صداش از‌کدوم خراب‌شده ای بیرون میاد‌ ...

بلاخره تو جیب شلوار لی ‌دیشبیم پیداش کردم

سوار‌ماشین شدم و رفتم دانشگاه خیلی دیر شده بود خیلی ...

سریع دویدم تو کلاس‌همین که رسیدم به چهار چوب در‌ رفیقا منگلم اومدن

- سلام آنیسسس‌ (نیکا)
- آنیس‌چطوری عشقم (ریما)


پام اوردم بالا گفتم نزدیکم بشینا .....

ریما : جا صبح بخیر گفتنته بی‌ ادب

اوووف صبح بخیرم میخوان با اون کار زشت دیشبیشون

نیکا : حالا چرا قهری ؟

+ چی ؟ قهر‌نباشم ؟! دیشب ناخونام با قیچی چیدید ؟ ناراحت و قهر نباشم ؟

اووووفففف خدااا

ریما : ببخشید خب ..

+ تا زمانی که ناخونام رشد نکرده کاری باهاتون ندارم بی ادبا

رفتم و نشستم تو کلاس اون دوتا هم چپ و راستم نشستن

چشامون خیره شد به‌ در کلاس ...

سه‌تا‌ پسر مایه دار‌ اومدن تو ..

نیکا : جاااان ؟؟ اینا کین

ریما : خفه شو صدات میشنون زشته

+ بهتر‌توهم خفه شی‌چون صدا هر سه نفریمون رف ابجی

پسرا نشستن کنار‌هم به نظر اکیپ میمومندن

خب قطعا امسال تعداد‌ مرگ و میر تو کلاسمون بالا میره ...

یکی نی‌ بشون‌بگ هیکل گنده کردین واس چی کسی با این لباسا‌ میاد‌ دانشگاه اه فخر‌فروشا‌ لوس ننر

- اوووففف چه جیگرن

+ نیکاااااا

- خب چیه رک باشین دیگ تهش که چی خوشگلن خب

- اره نیکا راس میگ آنیس جنتلمنن

+ چقدر الان به اسید‌ نیاز دارم اوه

بالاخره استاد اومد بعد کلی زر مفت رسیدیم به معرفی خودمون چون تعداد کم بود استاد خودش خواست معرفی کنیم خودمون

اول از اون سه تا پسر اقا زاده لوس‌ پول بابا پرست شروع شد‌

- هورزاد ملکی هستم

- مصیح سلطانی هستم‌

- پرهام الله بیگی‌هستم

یه نیم دور چرخید‌همه خودشون‌معرفی کردن رسید به ب‌ما

- نیکا فخری هستم

- ریما مسلمی هستم

- آنیس‌ موسوی هستم

بعد اینک استاد شروع کرد به حرف یهو نیکا
زوزه در کرد

+ نیکاااا

- به من چه اخه از پشت‌ تو ریما مداد فرو کرد تو پهلوم

+ ریماااا

- تقصیر خود دلقکشه برام ادا در‌میاره

استاد : خانم موسوی مشکلی رخ داده

+ آممم نه استاد ببخشید

و یه اخم کردم به هردوشون

کلاس تموم شد و .......


ادامع دارد‌ :)
دیدگاه ها (۷)

چرا پست جدید نمیزاررررهههه 😠

𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۳ استاد اومد داخل و خودشو معرفی کرد همش تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط