بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
فرض کنید کتاب قطوری در هزار صفحه پیرامون چندمطلب اجتماعی نوشته شده است. حال اگر کسی بگوید: به من ثابت کن که فلان مطلب در این کتاب نوشته شده است. کار سختی نیست، صفحهاش را می آورید و نشان می دهید. اما اگر کسی به شما بگوید: به من ثابت که فلان مطلب در این کتاب نوشته نشده است؟! باید تمام کتاب را برایش بخوانید تا متوجه شود که این مطلب در هیچ کجای آن نوشته نشده بود.
وقتی کسی از اسلام، هیچ به جز نامش نمیداند، از آن همان نام نیز متنفر است، چگونه میتوانید به او اثبات کنید که فلان مشکل فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روانی و ... از دین اسلام نیست، بلکه از عملکرد مسئولان، یا از غفلت و کوتاهی مسلمانان می باشد؟!
فرض کنید که دولت قوه مجریه، عمداً یا سهواً، به درست یا غلط، تصمیم گرفت تا ارزش پول ملی را در قبال ارز خارجی کاهش دهد؛ و مجلس که قانونگذار و ناظر بر حُسن اجرای قوانین میباشد نیز صریحاً یا تلویحاً تأیید نمود؛ سپس بالتبع تورم،گرانی، خلل در تولید، بیکاری و پیش آمد!حال شما می خواهید به مدعی اثبات کنید که این سوء مدیریتها، از اسلام نیست و از مسئولان و مدیران می باشد! خب میخواهید چه کنید؟ تمام اسلام یا دست کم تمامی مبانی و قوانین اقتصاد اسلامی را به او شرح دهید و سپس اثبات کنید که این تصمیم مسئولان، از دین اسلام نیست، بلکه از ضعف دانش، بینش و گرایش خودشان است؟!
درنظر بگیرید که امام خامنهای، رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران،که خود مسلمان، مؤمن، متقی، اسلامشناس، آگاه، بصیر، مدیر و مدبر است،در این یک دهه گذشته وحتی قبل ازآن،چقدر بر ضرورت تقویت تولید داخلی، تقویت بنگاهها کوچک اقتصادی، جلوگیری از واردات بی رویه و یا قاچاق، جلوگیری از خام فروشی و ضرورت ایجاد ارزش افزوده،جذب نقدینگی مردم به سرمایه گذاری، امید نداشتن و چشم ندوختن به حمایت خارجی و تأکید نمودند؛ اما دولت و مجلس، به عمد یا به سهو، نه تنها توجه لازم را ننمودند، بلکه گاه درست خلاف عمل کردند! حال شما چگونه میتوانید به مدعی اثبات کنید که این ضعفها از مسئولین است و نه از اسلام؟!
بنابراین، مدعی باید به شما اثبات کند که این مشکلات از دین مبین اسلام است و نه از سوء مدیریت وخطاهای عمدی و سهوی مسئولان و یا کوتاهیها، غفلتها و بی بصیرتی ها، عوامیها و اسیر جوّ شدن گروه هایی از مردم! نه این که شما منفعل او شوید؛ آنها در حالی که هیچ نمیدانند، ژست افلاطونی و ارسطویی بگیرند، و شما دائم بدوید به دنبال یافتن و اقامه دلیل و برهان!(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
فرض کنید کتاب قطوری در هزار صفحه پیرامون چندمطلب اجتماعی نوشته شده است. حال اگر کسی بگوید: به من ثابت کن که فلان مطلب در این کتاب نوشته شده است. کار سختی نیست، صفحهاش را می آورید و نشان می دهید. اما اگر کسی به شما بگوید: به من ثابت که فلان مطلب در این کتاب نوشته نشده است؟! باید تمام کتاب را برایش بخوانید تا متوجه شود که این مطلب در هیچ کجای آن نوشته نشده بود.
وقتی کسی از اسلام، هیچ به جز نامش نمیداند، از آن همان نام نیز متنفر است، چگونه میتوانید به او اثبات کنید که فلان مشکل فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روانی و ... از دین اسلام نیست، بلکه از عملکرد مسئولان، یا از غفلت و کوتاهی مسلمانان می باشد؟!
فرض کنید که دولت قوه مجریه، عمداً یا سهواً، به درست یا غلط، تصمیم گرفت تا ارزش پول ملی را در قبال ارز خارجی کاهش دهد؛ و مجلس که قانونگذار و ناظر بر حُسن اجرای قوانین میباشد نیز صریحاً یا تلویحاً تأیید نمود؛ سپس بالتبع تورم،گرانی، خلل در تولید، بیکاری و پیش آمد!حال شما می خواهید به مدعی اثبات کنید که این سوء مدیریتها، از اسلام نیست و از مسئولان و مدیران می باشد! خب میخواهید چه کنید؟ تمام اسلام یا دست کم تمامی مبانی و قوانین اقتصاد اسلامی را به او شرح دهید و سپس اثبات کنید که این تصمیم مسئولان، از دین اسلام نیست، بلکه از ضعف دانش، بینش و گرایش خودشان است؟!
درنظر بگیرید که امام خامنهای، رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران،که خود مسلمان، مؤمن، متقی، اسلامشناس، آگاه، بصیر، مدیر و مدبر است،در این یک دهه گذشته وحتی قبل ازآن،چقدر بر ضرورت تقویت تولید داخلی، تقویت بنگاهها کوچک اقتصادی، جلوگیری از واردات بی رویه و یا قاچاق، جلوگیری از خام فروشی و ضرورت ایجاد ارزش افزوده،جذب نقدینگی مردم به سرمایه گذاری، امید نداشتن و چشم ندوختن به حمایت خارجی و تأکید نمودند؛ اما دولت و مجلس، به عمد یا به سهو، نه تنها توجه لازم را ننمودند، بلکه گاه درست خلاف عمل کردند! حال شما چگونه میتوانید به مدعی اثبات کنید که این ضعفها از مسئولین است و نه از اسلام؟!
بنابراین، مدعی باید به شما اثبات کند که این مشکلات از دین مبین اسلام است و نه از سوء مدیریت وخطاهای عمدی و سهوی مسئولان و یا کوتاهیها، غفلتها و بی بصیرتی ها، عوامیها و اسیر جوّ شدن گروه هایی از مردم! نه این که شما منفعل او شوید؛ آنها در حالی که هیچ نمیدانند، ژست افلاطونی و ارسطویی بگیرند، و شما دائم بدوید به دنبال یافتن و اقامه دلیل و برهان!(پایان)
- ۲۰۸
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط